آیتم‌های سبد خرید شما

سبد خرید شما خالی است

اهداف هوشمند (SMART) چیست و چطور برای کسب و کار بنویسیم؟

اهداف هوشمند (SMART) چیست و چطور برای کسب و کار بنویسیم؟

اهداف هوشمند (SMART) چیست و چطور برای کسب و کار بنویسیم؟

توسط حمیدرضا خادمیان
۱۴۰۵/۷/۸
3 بازدید
7:00زمان مطالعه
خلاصه مقاله

هدف مبهمی مثل «مشتری بیشتر جذب کنیم» هیچ وقت قابل ارزیابی نیست. در این مقاله می بینید اهداف هوشمند از کجا آمده اند، چطور با یک قالب عملی آنها را بنویسید، چه مثال های واقعی برای کسب و کار کوچک دارند و کجا این روش محدودیت دارد.

طبق آمار اداره تجارت کوچک آمریکا، تنها حدود نیمی از کسب و کارهای کوچک و تازه تاسیس به مرز پنج سالگی می رسند و کمتر از یک سوم آنها ده سال دوام می آورند. یکی از دلایل رایج این افت، نداشتن هدف مشخص است؛ جمله ای مثل «می خواهیم رشد کنیم» یا «مشتری بیشتری جذب کنیم» هیچ وقت قابل ارزیابی نیست، چون معلوم نیست دقیقا چه زمانی به آن رسیده اید. اهداف هوشمند یا SMART دقیقا برای حل همین مشکل طراحی شده اند.

در این مقاله می بینید این چارچوب از کجا آمده، هر حرف آن دقیقا چه معنایی دارد، با یک قالب عملی چطور هدف خودتان را بنویسید، چند مثال واقعی برای کسب و کار کوچک، و مهم تر از همه، کجا این روش محدودیت دارد و باید مراقبش بود.

اهداف هوشمند (SMART) از کجا آمده اند؟

این چارچوب اولین بار در نوامبر ۱۹۸۱ توسط جورج دوران در مقاله ای با عنوان «یک راه هوشمند برای نوشتن اهداف مدیریتی» معرفی شد. ایده اصلی ساده بود: به جای نوشتن اهداف کلی و انگیزشی که هیچ راهی برای سنجیدنشان نیست، هر هدف باید پنج ویژگی مشخص داشته باشد. این پنج ویژگی، حروف اول کلمه SMART را می سازند: مشخص، قابل اندازه گیری، قابل دستیابی، مرتبط و به موقع.

اهداف SMART دقیقا چیست؟

SMART یک الگوریتم پیچیده یا فرمول جادویی نیست؛ یک چک لیست پنج موردی است که به شما کمک می کند بفهمید هدفتان واقعا قابل اجراست یا فقط یک آرزوی کلی.

مشخص یعنی چه؟

هدف باید یک نتیجه روشن و دقیق داشته باشد، نه یک جهت کلی. به جای «فروش بیشتر»، باید بدانید دقیقا کدام محصول، برای کدام مشتری و چقدر بیشتر. هرچه هدف مشخص تر باشد، اقداماتی که باید انجام دهید هم روشن تر می شوند.

قابل اندازه گیری یعنی چه؟

باید از قبل بدانید با چه معیاری می فهمید به هدف رسیده اید یا نه. این معیار می تواند عددی باشد (تعداد مشتری، درصد افزایش فروش) یا کیفی (رضایت مشتری اندازه گیری شده با نظرسنجی). بدون این معیار، هیچ وقت نمی توانید با قطعیت بگویید موفق بوده اید یا نه.

قابل دستیابی یعنی چه؟

هدف باید بزرگ باشد اما نه غیرممکن. این به معنای کوچک فکر کردن نیست؛ به معنای این است که با منابع، زمان و ظرفیت واقعی کسب و کار خودتان بسنجید که آیا این هدف در دسترس است یا صرفا یک آرزوست. هدفی که خارج از ظرفیت واقعی شما باشد، فقط ناامیدی می سازد.

مرتبط یعنی چه؟

هدف باید واقعا به رشد کلی کسب و کارتان کمک کند، نه فقط یک عدد قشنگ روی کاغذ باشد. برای مثال، اگر هدف اصلی شما افزایش درآمد است، افزایش تعداد فالوور اینستاگرام فقط زمانی هدف مرتبطی است که واقعا به فروش هم منجر شود، نه صرفا یک عدد بی ربط.

به موقع یعنی چه؟

هر هدف باید یک ضرب الاجل مشخص داشته باشد. بدون بازه زمانی، هدف همیشه «بعدا» قابل پیگیری می ماند و هیچ وقت اولویت واقعی پیدا نمی کند. ضرب الاجل هم انگیزه می سازد و هم به شما امکان می دهد بعدا ببینید در چه بازه زمانی بهتر عمل کرده اید.

چرا اهداف هوشمند برای کسب و کار کوچک مهم اند؟

کسب و کارهای کوچک معمولا مستقیم تر و در مقیاس کوچک تری با مشتریانشان در ارتباط اند، برخلاف شرکت های بزرگ. این نزدیکی یک مزیت است، اما بدون هدف مشخص، به راحتی هدر می رود. هدف مبهم مثل «مشتری بیشتری پیدا کنیم» باعث می شود وقتی زمان تغییر استراتژی بازاریابی می رسد، ندانید دقیقا چه چیزی را باید عوض کنید. همین ابهام است که صاحبان کسب و کار را خسته و بدون تمرکز می کند، بدون اینکه شواهد ملموسی از پیشرفت داشته باشند.

چطور با یک قالب عملی هدف هوشمند بنویسیم؟

نوشتن هدف SMART نیازی به ابزار خاصی ندارد؛ فقط باید هر پنج ویژگی را روی کاغذ روشن کنید. سه روش عملی برای شروع وجود دارد.

روش اول: پر کردن مخفف به عنوان یک الگو

یک هدف اولیه بنویسید، سپس زیر هر حرف SMART توضیح دهید دقیقا چطور آن ویژگی را برآورده می کند. مثلا: «هدف: افزایش مشتریان جدید. مشخص: از طریق کمپین اینستاگرام. قابل اندازه گیری: بیست مشتری جدید. قابل دستیابی: بر اساس میانگین سه ماه قبل. مرتبط: مستقیم به افزایش فروش کمک می کند. به موقع: تا پایان همین فصل». این کار را می توانید در یک فهرست ساده یا حتی یک برگه کاغذ انجام دهید.

روش دوم: مدل گذشته، حال، آینده

از خودتان بپرسید: قبلا چه کار کرده ام؟ نتیجه فعلی چیست؟ در پایان این ماه یا فصل کجا می خواهم باشم؟ این مدل به شما کمک می کند هدف را با یک نقطه شروع واقعی مقایسه کنید، نه با یک رقم دلخواه که از هیچ جا نیامده.

روش سوم: استفاده از داده های موجود

اگر داده هایی از عملکرد قبلی کسب و کارتان دارید (فروش ماه های گذشته، آمار بازدید سایت، تعداد سفارش)، از همین اعداد به عنوان نقطه شروع استفاده کنید. هدف باید نسبت به این داده واقعی تعریف شود، نه یک رقم آرزویی که هیچ ارتباطی با روند فعلی کسب و کارتان ندارد.

نمونه هایی از تبدیل هدف مبهم به هدف هوشمند

بهترین راه فهمیدن این چارچوب، دیدن تفاوت یک هدف مبهم با نسخه هوشمند شده آن است.

مثال اول: جذب مشتری

به جای «مشتریان بیشتری جذب کنیم»، بنویسید «شش قرارداد تجاری جدید را تا پایان همین فصل ببندیم». عدد شش مشخص است، بستن قرارداد قابل اندازه گیری است، با روند فعلی کسب و کار قابل دستیابی است، مستقیم به هدف اصلی رشد مرتبط است و «پایان فصل» بازه زمانی روشنی می سازد.

مثال دوم: افزایش سود

به جای «سود بیشتری کسب کنیم»، بنویسید «درآمد را ده درصد در هر فصل تا پایان سال مالی افزایش دهیم». درصد مشخص و قابل اندازه گیری است، هدف افزایش درآمد با سود کلی مرتبط است و «هر فصل تا پایان سال مالی» یک زمان بندی روشن می دهد.

مثال سوم: حضور آنلاین

به جای «حضور آنلاین بیشتری داشته باشیم»، بنویسید «با افزایش انتشار محتوا در شبکه های اجتماعی، بازدید منحصربه فرد وبلاگ را در یک ماه آینده بیست درصد بالا ببریم». بازدید منحصربه فرد یک معیار قابل اندازه گیری دقیق است، افزایش محتوا اقدامی قابل دستیابی است، و «یک ماه آینده» زمان بندی مشخصی می سازد.

رایج ترین اشتباه ها در نوشتن اهداف SMART کدام اند؟

اولین اشتباه، گذاشتن یک عدد دلخواه بدون ارتباط با داده واقعی است؛ هدف «دو برابر کردن فروش» بدون اینکه بدانید فروش فعلی تان چقدر است، فقط یک آرزوست نه هدف. دومین اشتباه، نوشتن هدفی است که به هدف اصلی کسب و کار مرتبط نیست؛ مثلا تمرکز روی افزایش فالوور وقتی مشکل اصلی شما نرخ تبدیل پایین است. سومین اشتباه، فراموش کردن بازه زمانی است؛ هدفی بدون ضرب الاجل، همیشه به تعویق می افتد.

چهارمین اشتباه، نوشتن هدف و بعد فراموش کردنش است. هدف نوشته شده باید جایی باشد که مرتب ببینیدش، نه در یک فایل که یک بار باز و برای همیشه بسته می شود. پنجمین اشتباه، تعیین اهداف بدون اشتراک گذاری با تیم است؛ وقتی هدف فقط در ذهن مدیر باشد، تیم نمی داند دقیقا برای چه چیزی تلاش می کند.

اهداف SMART کجا محدودیت دارند؟

این چارچوب ابزار مفیدی است اما جادویی نیست و چند محدودیت واقعی دارد که کمتر جایی گفته می شود.

چرا SMART برای همه نوع هدف مناسب نیست؟

برای اهداف کاملا کمی مثل فروش یا تعداد مشتری عالی کار می کند، اما برای اهدافی مثل «بهبود فرهنگ سازمانی» یا «افزایش رضایت شغلی کارکنان» که ذاتا کیفی و پیچیده اند، فشردن آنها در قالب یک عدد ساده گاهی باعث می شود بخش مهمی از هدف واقعی نادیده گرفته شود.

چرا تمرکز بیش از حد روی قابل دستیابی بودن می تواند مشکل ساز شود؟

اگر همیشه فقط اهدافی بنویسید که مطمئنید به آنها می رسید، ممکن است ناخودآگاه اهداف را خیلی محافظه کارانه تعیین کنید و از رشد جسورانه تر دور بمانید. گاهی یک هدف بلندپروازانه که کمی خارج از منطقه راحتی است، حتی اگر کامل محقق نشود، نتیجه بهتری نسبت به یک هدف کوچک و مطمئن می دهد.

چرا باید اهداف را دوره ای بازبینی کرد؟

شرایط بازار تغییر می کند و هدفی که سه ماه پیش منطقی بود، ممکن است امروز دیگر مرتبط نباشد. اهداف SMART را باید در فواصل منظم (مثلا هر فصل) بازبینی کرد، نه اینکه یک بار نوشته و تا آخر سال بدون تغییر رهایشان کرد.

نتیجه گیری

اهداف هوشمند چارچوبی ساده اما موثر برای تبدیل آرزوهای کلی به برنامه های قابل اجرا هستند. مشخص بودن، قابل اندازه گیری بودن، قابل دستیابی بودن، ارتباط با هدف اصلی و داشتن زمان بندی روشن، پنج ویژگی ای هستند که هر هدف واقعی باید داشته باشد. اما این چارچوب را کورکورانه دنبال نکنید؛ برای اهداف کیفی و پیچیده، فراتر از یک عدد ساده فکر کنید و اهدافتان را هر چند ماه یک بار بازبینی کنید.

همین امروز یک هدف مبهم فعلی کسب و کارتان را بردارید و با همین قالب پنج مرحله ای بازنویسی کنید. بیزی لوک با تمرکز بر خدمات دیجیتال مارکتینگ و تولید محتوا، می تواند در رسیدن به این اهداف همراه شما باشد.

لطفا نظرات و پیشنهادات خود را برای ما و دیگران به اشتراک بگذارید.

برای دریافت مشاوره در قسمت "تماس با ما" در ارتباط باشید.

پرسش‌های متداول

اهداف هوشمند یا SMART چیست؟
چارچوبی برای نوشتن هدف که پنج ویژگی دارد: مشخص، قابل اندازه گیری، قابل دستیابی، مرتبط و دارای بازه زمانی مشخص. این چارچوب اولین بار در سال ۱۹۸۱ توسط جورج دوران معرفی شد.
چطور یک هدف مبهم را به هدف SMART تبدیل کنیم؟
هدف اولیه را بنویسید، سپس زیر هر حرف مخفف SMART توضیح دهید چطور آن ویژگی برآورده می شود؛ مثلا به جای «فروش بیشتر»، بنویسید عدد دقیق، بازه زمانی و ارتباط آن با هدف کلی کسب و کار.
رایج ترین اشتباه در نوشتن اهداف SMART چیست؟
گذاشتن یک عدد دلخواه بدون ارتباط با داده واقعی عملکرد گذشته، و فراموش کردن بازه زمانی مشخص، دو اشتباه رایج هستند که هدف را از حالت قابل ارزیابی خارج می کنند.
آیا اهداف SMART برای همه نوع هدف مناسب اند؟
نه کاملا. برای اهداف کمی مثل فروش عالی عمل می کند، اما برای اهداف کیفی و پیچیده مثل بهبود فرهنگ سازمانی، فشردن هدف در قالب یک عدد ساده می تواند بخش مهمی از آن را نادیده بگیرد.
هر چند وقت یک بار باید اهداف SMART را بازبینی کرد؟
حداقل هر فصل یک بار. شرایط بازار تغییر می کند و هدفی که چند ماه پیش منطقی بود، ممکن است دیگر با وضعیت فعلی کسب و کار همخوانی نداشته باشد.
تگ‌های مرتبط:

نظرات (0)

نظرات (0)
هنوز نظری برای این مقاله ثبت نشده است

عضویت در خبرنامه ما!

برای دریافت آخرین به‌روزرسانی‌ها در پلتفرم‌های بازاریابی ما عضو شوید

خانه
ذخیره
آگهی جدید
نقشه
پروفایل من