وقتی رئیس خودتان هستید، هیچ کس به شما مرخصی نمی دهد. هیچ مدیری نیست که بگوید کافی است، هیچ بخش منابع انسانی که برنامه سلامت روان پیشنهاد بدهد. همین موضوع صاحبان کسب و کار را نسبت به کارمندان معمولی در برابر فرسودگی شغلی آسیب پذیرتر می کند، چون هم فشار کار بیشتر است و هم کسی مراقب شما نیست جز خودتان.
سازمان بهداشت جهانی در سال ۲۰۱۹ فرسودگی شغلی را به عنوان یک «پدیده شغلی» ناشی از استرس مزمن محل کار که به درستی مدیریت نشده، در طبقه بندی بین المللی بیماری ها ثبت کرد. این یعنی فرسودگی شغلی یک ضعف شخصیتی نیست، یک واکنش قابل پیش بینی به شرایط کاری خاص است. در این مقاله می بینید چرا صاحبان کسب و کار بیشتر در معرض آن هستند، چطور علائم واقعی را از یک هفته خسته کننده معمولی تشخیص دهید و چه اقدامات عملی می توانید انجام دهید.
چرا صاحبان کسب و کار بیشتر در معرض فرسودگی شغلی هستند؟
دو عامل همزمان این ریسک را بالا می برد: ساعت کاری بلند بدون مرز مشخص، و علاقه عمیق به کاری که خودتان ساخته اید. کارمند معمولی می تواند در پایان روز کاری، ذهنش را از کار جدا کند. صاحب کسب و کار این مرز را ندارد، چون کسب و کار بخشی از هویتش شده و مشکلات آن حتی در زمان استراحت هم در ذهن باقی می ماند.
چرا علاقه زیاد به کار می تواند خطرناک باشد؟
علاقه به کار به خودی خود مشکل نیست؛ مشکل وقتی شروع می شود که این علاقه به تنها منبع معنا در زندگی تبدیل شود. کسی که چند منبع دیگر برای احساس رضایت دارد، مثل خانواده، سرگرمی یا فعالیت اجتماعی، وقتی کسب و کارش دوره سختی را می گذراند، جای دیگری برای تکیه دارد. کسی که همه هویتش را در کسب و کار گذاشته، با هر افت کوچک کسب و کار، احساس شکست شخصی می کند.
چرا دوره های رکود اقتصادی این ریسک را تشدید می کند؟
وقتی کسب و کار به دلیل شرایط بازار افت می کند، صاحب کسب و کاری که هویتش را در آن گذاشته، این افت را به عنوان شکست شخصی تجربه می کند، نه یک نوسان طبیعی بازار. همین تفسیر است که فرسودگی را از یک خستگی موقت به یک بحران روانی تبدیل می کند. یادآوری اینکه نوسان بازار جدا از ارزش شخصی شماست، به خصوص در دوره های سخت اهمیت دارد.
علائم واقعی فرسودگی شغلی کدام اند؟
فرسودگی شغلی سه بعد اصلی دارد و تشخیص هرکدام به شما کمک می کند بفهمید دقیقا با چه چیزی روبه رو هستید، چون راه مقابله با هر بعد متفاوت است.
خستگی مزمن با خستگی معمولی چه فرقی دارد؟
خستگی معمولی با یک شب خواب خوب یا یک آخر هفته استراحت برطرف می شود. خستگی مزمن، بخشی از فرسودگی شغلی، حتی بعد از استراحت هم باقی می ماند. اگر بعد از چند روز تعطیلی هنوز احساس تخلیه شدن کامل دارید، این نشانه ای است که فراتر از خستگی ساده است.
ناکارآمدی چطور خودش را نشان می دهد؟
این بعد یعنی کارهایی که قبلا راحت انجام می دادید، حالا سخت و طاقت فرسا به نظر می رسند. تصمیم گیری های ساده طول می کشد، تمرکز سخت می شود و حس می کنید هرچقدر تلاش کنید، پیشرفت کافی نمی بینید. این با یک روز کاری سخت متفاوت است؛ این یک الگوی تکرارشونده در طول هفته هاست.
بدبینی چه زمانی خطرناک می شود؟
بعد سوم، احساس بیگانگی از کار یا افرادی است که با آنها کار می کنید، از جمله همکاران یا مشتریان. خبر نسبتا خوب این است که کارآفرینان تا وقتی کسب و کارشان نتیجه می دهد، معمولا در برابر این بعد مقاوم تر هستند، چون همچنان معنا و رضایت شخصی از کارشان می گیرند. مشکل زمانی شروع می شود که کسب و کار دچار مشکل شود؛ همان علاقه ای که تا دیروز محافظ شما بود، حالا منبع بیگانگی عمیق تری می شود، چون حس می کنید همه فداکاری هایتان بی نتیجه بوده.
چطور از فرسودگی شغلی پیشگیری کنیم؟
بهترین زمان برای مقابله با فرسودگی، قبل از رسیدن به نقطه بحران است. صبر کردن تا زمانی که کاملا از پا بیفتید، هزینه بازگشت را بسیار بالاتر می برد.
چرا استراحت به تنهایی کافی نیست؟
مرخصی گرفتن برای بعد خستگی موثر است، اما اگر مشکل اصلی شما بدبینی یا احساس بیگانگی باشد، صرفا دور شدن از کار می تواند این حس را تشدید کند، چون خودتان را بیشتر از کسب و کاری که برایتان معنا داشته جدا می کنید. تشخیص اینکه کدام بعد فرسودگی درگیرتان کرده، به شما کمک می کند راه حل درست را انتخاب کنید، نه فقط یک راه حل عمومی.
چرا حرکات کوچک محبت آمیز کمک می کند؟
برای بعد بدبینی، انجام کارهای کوچک برای دیگران معمولا موثرتر از استراحت تنهاست، چون جایگاه شما را در یک ارتباط انسانی بزرگ تر یادآوری می کند. این کار نیازی به اقدام بزرگ ندارد؛ یک تشکر واقعی از یک همکار، کمک کوتاه به یک همکار دیگر در کسب و کار، یا حتی صرف وقت برای گوش دادن به مشکل کسی دیگر، همین اثر را می سازد. نکته این است که این حرکات نباید به یک وظیفه دیگر تبدیل شوند؛ باید کوچک و بدون فشار باشند.
چرا صحبت کردن با دیگران اهمیت دارد؟
افرادی که درگیر فرسودگی هستند، معمولا تمایل به کناره گیری از دیگران پیدا می کنند، درست در زمانی که بیشترین نیاز به حمایت را دارند. صحبت با دوستان، خانواده یا افراد دیگری که کسب و کار کوچک دارند و شرایط مشابه را تجربه کرده اند، می تواند حس تنهایی در این مسیر را کم کند. اگر تیم دارید، ایجاد فضایی که کارمندان هم بتوانند درباره فشار کاری صحبت کنند بدون ترس از قضاوت، بخشی از همان فلسفه کاری سالم است که باید در کسب و کار جا بیفتد.
چطور مرز بین کار و زندگی شخصی بگذاریم؟
تعیین ساعت مشخص برای پایان کار، حتی اگر کارهای انجام نشده باقی بمانند، یکی از موثرترین اقدامات پیشگیرانه است. این کار در ابتدا سخت به نظر می رسد، به خصوص وقتی حس می کنید هر لحظه بیشتر کار کردن به رشد کسب و کار کمک می کند. اما تجربه نشان می دهد کیفیت تصمیم گیری در حالت خسته و فرسوده به مراتب پایین تر از حالت استراحت کرده است، پس نتیجه نهایی معمولا بهتر می شود، نه بدتر. ابزارهایی مثل مدیریت زمان ساختاریافته می توانند این مرز را عملی تر کنند.
چه زمانی باید کمک حرفه ای بگیریم؟
اگر احساس خستگی مزمن، ناکارآمدی یا بیگانگی برای چند هفته متوالی ادامه دارد و راهکارهای شخصی کمکی نمی کنند، صحبت با یک متخصص سلامت روان گزینه ای است که نباید نادیده گرفته شود. فرسودگی درمان نشده در بلندمدت می تواند روی سلامت جسمی هم اثر بگذارد، پس رسیدگی زودهنگام همیشه ارزان تر از تحمل تا نقطه بحران است.
نتیجه گیری
فرسودگی شغلی برای صاحبان کسب و کار یک ریسک شغلی واقعی است، نه یک ضعف شخصیتی. تشخیص زودهنگام سه بعد آن، یعنی خستگی مزمن، ناکارآمدی و بدبینی، به شما کمک می کند راه حل درست را انتخاب کنید. مرز گذاشتن بین کار و زندگی شخصی، حرکات کوچک محبت آمیز و ارتباط با دیگران، همگی ابزارهای پیشگیرانه ای هستند که بهتر است پیش از رسیدن به نقطه بحران به کار گرفته شوند.
مراقبت از خودتان به عنوان صاحب کسب و کار، در نهایت مراقبت از خود کسب و کار هم هست، چون کسب و کاری که پشتش یک نفر فرسوده باشد، نمی تواند بلندمدت خوب کار کند. بیزی لوک هم یکی از گزینه هایی است که با تمرکز بر معرفی کسب و کار، خدمات تولید محتوا و خدمات دیجیتال مارکتینگ، می تواند بخشی از بار روی دوش شما را کم کند.
لطفا نظرات و پیشنهادات خود را برای ما و دیگران به اشتراک بگذارید.
برای دریافت مشاوره در قسمت "تماس با ما" در ارتباط باشید.





