وقتی برای اولین بار به فکر راه اندازی یک تجارت الکترونیک می افتید، حجم کارهایی که باید انجام شود می تواند طاقت فرسا به نظر برسد. اما این کار با یک برنامه مشخص و چند تصمیم کلیدی، قابل مدیریت است. در این مقاله مسیر را قدم به قدم از انتخاب جایگاه بازار تا شروع بازاریابی می بینید.
جایگاه خود را در بازار چطور انتخاب کنیم؟
اولین قدم، مشخص کردن حوزه تخصصی و نوع محصولی است که می خواهید بفروشید. با تحقیق در بازار شروع کنید: به کسب و کارهای موفق در همان حوزه نگاه کنید و ببینید چه کاری را درست انجام می دهند. از خودتان بپرسید چطور به مشتری دسترسی پیدا می کنند، چه چیزی در سایتشان جذاب است و مدل کسب و کارشان چیست.
چه سوالاتی به تعیین جایگاه کمک می کند؟
محصول شما فیزیکی است یا دیجیتال؟ اگر فیزیکی است، چطور تامینش می کنید؟ آیا خودتان می سازید یا به تامین کننده نیاز دارید؟ کسب و کارتان بر پایه سفارش تکی، بسته یا اشتراک خواهد بود؟ پاسخ به این سوالات، مسیر بعدی تصمیم گیری را روشن می کند.
چطور تحقیقات کامل انجام دهیم؟
رقبای برتر حوزه خودتان را پیدا کنید و مدل کسب و کار و محصولات پرطرفدارشان را بررسی کنید. ببینید چه کاری انجام می دهند که شما می توانید از آن الگو بگیرید یا بهتر انجامش دهید. همچنین موانع ورود به این حوزه را شناسایی کنید: آیا به تبلیغات سنگین نیاز دارید؟ آیا تجهیزات یا نرم افزار خاصی لازم است؟ اگر بودجه محدودی دارید، شروع کوچک و تدریجی مشکلی ندارد.
تحلیل SWOT چه کمکی می کند؟
بعد از شناسایی جایگاه بازار، یک تحلیل ساده SWOT (نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدها) انجام دهید. نقاط قوت و ضعف معمولا چیزهایی هستند که در کنترل شما هستند: شهرت، پایگاه مشتری، دارایی ها. فرصت ها و تهدیدها بیرون از کنترل مستقیم شما هستند اما باید برایشان برنامه داشته باشید: رقبا، اندازه بازار، روندهای صنعت و مقررات.
محصول و بازار هدف را چطور انتخاب کنیم؟
چند استراتژی برای انتخاب اولین محصول وجود دارد: حل یک مشکل رایج در بازار، تمرکز روی یک گروه علاقه مند خاص، یا ساخت محصول بر پایه تجربه و علاقه شخصی خودتان.
فرق روند و مد چیست؟
مد چیزی است که به خاطر تازگی اش موج ناگهانی محبوبیت می سازد و با فروکش کردن هیجان، تقاضا هم از بین می رود. روند برعکس این است؛ یک نیاز موجود را به شکل تازه ای برآورده می کند و به همین دلیل عمر طولانی تری دارد. ساختن کسب و کار روی یک روند واقعی، پایدارتر از سوار شدن روی یک مد زودگذر است.
روندها را از کجا رصد کنیم؟
گوش دادن به گفتگوهای شبکه های اجتماعی در حوزه فعالیت تان، بررسی هشتگ های پرطرفدار و پیگیری گوگل ترندز برای دیدن روند جستجوی یک محصول، منابع خوبی هستند. بررسی نظرات مشتریان روی محصولات مشابه هم نشان می دهد مردم چه چیزی را کم دارند؛ همان چیزی که می تواند محصول شما را از رقبا متمایز کند.
بازار هدف را چطور مشخص کنیم؟
ساختن یک پرسونای مشتری کمک می کند تصویر روشنی از مشتری ایده آل تان داشته باشید: سن، محل زندگی، بازه درآمدی و اولویت هایشان. این تصویر بعدا به شما می گوید کجا باید تبلیغ کنید و چه پیامی برایشان جواب می دهد.
چطور محصول خود را قبل از سرمایه گذاری اعتبارسنجی کنیم؟
قبل از سرمایه گذاری جدی، باید بفهمید آیا ایده تان واقعا قابل اجراست. دو دسته معیار به این ارزیابی کمک می کند.
معیارهای مبتنی بر بازار کدام اند؟
اندازه بازار و تقاضای واقعی، شناخت رقبا، تشخیص اینکه در حال حرکت روی یک روند هستید یا مد زودگذر، و اینکه آیا مشتری همین محصول را به صورت محلی هم پیدا می کند یا نه.
معیارهای مبتنی بر محصول کدام اند؟
قیمت فروش احتمالی، حاشیه سود، تعداد تنوع محصول، امکان ارائه به صورت اشتراکی، دوام و وزن محصول (اگر فیزیکی است)، احتمال نوسان فصلی تقاضا، و اینکه آیا محصول شما یک مشکل را حل می کند یا صرفا یک علاقه را پاسخ می دهد.
این بررسی به شما نشان می دهد راه اندازی کسب و کارتان چقدر هزینه دارد. محصول فیزیکی ارزان قیمت به فروش حجم بالاتری نیاز دارد تا سودآور شود، در حالی که محصولات دیجیتال معمولا هزینه تولید کمتری دارند و برای شروع با سرمایه محدود مناسب ترند.
چطور تصمیم بگیریم محصول را چطور تامین کنیم؟
اگر محصول فیزیکی می فروشید، چند مدل تامین و ارسال کالا وجود دارد که هرکدام ریسک و حاشیه سود متفاوتی دارند.
تولید دستی یا سفارش به تولیدکننده؟
اگر محصولی مثل صابون دست ساز یا سفال می سازید، تولید دستی گزینه خوبی است؛ هزینه اولیه پایین است و کنترل کامل روی کیفیت دارید، اما حاشیه سود معمولا کمتر است. اگر تخصص یا ابزار لازم برای تولید را ندارید، شراکت با یک تولیدکننده منطقی تر است، البته این مسیر معمولا نیاز به سفارش عمده و سرمایه اولیه بیشتری دارد.
خرید عمده و فروش مجدد چطور کار می کند؟
در این مدل، محصول را از تامین کننده به صورت عمده می خرید و با اضافه کردن حاشیه سود می فروشید. کنترل چندانی روی قیمت پایه ندارید، چون تامین کننده آن را تعیین می کند. حاشیه معمول در این مدل حدود پنجاه درصد است؛ یعنی محصولی که هشت هزار تومان خریده اید، معمولا حدود شانزده هزار تومان می فروشید.
دراپ شیپینگ چه مزیت و عیبی دارد؟
در این مدل نیازی به نگهداری موجودی ندارید؛ سفارش را در سایت خود ثبت می کنید و شریک دراپ شیپینگ شما آن را مستقیم برای مشتری ارسال می کند. چون هزینه اولیه ساخت یا خرید موجودی ندارید، حاشیه سود معمولا کمتر (حدود بیست درصد) است، اما ریسک مالی راه اندازی هم پایین تر است.
محصول دیجیتال چه فرصتی می سازد؟
فایل های آموزشی، قالب های آماده، دوره های ویدیویی یا خدماتی مثل مشاوره و طراحی، همگی می توانند به محصول تبدیل شوند. این مدل هزینه سربار پایینی دارد و برای شروع با سرمایه محدود مناسب است.
طرح کسب و کار چه بخش هایی باید داشته باشد؟
داشتن یک طرح کسب و کار مکتوب، مسیر شما را روشن نگه می دارد و اگر قصد گرفتن وام یا جذب سرمایه دارید، تقریبا همیشه لازم است. طرح شما باید این موارد را پوشش دهد: خلاصه اجرایی، معرفی کسب و کار، تحلیل بازار، محصولات و خدمات، برنامه بازاریابی، برنامه عملیات و طرح مالی.
طرح را کوتاه و دقیق نگه دارید؛ حدود پانزده تا بیست صفحه معمولا کافی است تا اطلاعات لازم منتقل شود بدون اینکه وقت خواننده تلف شود.
نام تجاری و ساختار قانونی را چطور انتخاب کنیم؟
نام کسب و کار باید ساده، متمایز و به یاد ماندنی باشد و پیام کسب و کارتان را منتقل کند. قبل از نهایی کردن نام، مطمئن شوید قبلا توسط کسب و کار دیگری استفاده نشده و دامنه اینترنتی مناسبی برایش در دسترس است.
برای ثبت رسمی کسب و کار، بسته به مقیاس و نوع فعالیت، گزینه هایی مثل مالکیت فردی یا ثبت شرکت وجود دارد که هرکدام از نظر مالیاتی و قانونی تفاوت دارند؛ برای انتخاب درست، مشورت با یک مشاور حقوقی یا مالی توصیه می شود.
چه مجوزهایی ممکن است لازم باشد؟
بسته به نوع فعالیت، ممکن است به مجوزهای صنفی، بهداشتی یا مالیاتی نیاز داشته باشید. پیش از راه اندازی، وضعیت مجوزهای لازم برای حوزه فعالیت خود را از مراجع مربوطه استعلام بگیرید تا با هزینه یا توقف غیرمنتظره روبه رو نشوید.
چطور تجارت جدید خود را بازاریابی کنیم؟
وقتی همه چیز آماده شد، وقت معرفی کسب و کار به بازار است. از چند کانال همزمان استفاده کنید؛ محتوای مرتبط با حوزه کاری تان را در شبکه های اجتماعی منتشر کنید و از بازاریابی شبکه های اجتماعی برای رسیدن به مخاطب استفاده کنید. مطمئن شوید توضیحات محصول و صفحات سایت شما با اصول سئو هماهنگ اند تا از جستجوی ارگانیک هم مشتری جذب کنید.
داشتن یک سیستم ساده برای ثبت اطلاعات مشتریان، حتی یک فایل اکسل منظم یا یک سیستم CRM پایه، از همان روز اول به شما کمک می کند پیام مناسب را به مشتری مناسب برسانید و ارتباط بلندمدت تری بسازید.
نتیجه گیری
راه اندازی یک تجارت الکترونیک، مسیری با چند تصمیم کلیدی است: انتخاب جایگاه بازار، تحقیق واقعی درباره رقبا و روندها، اعتبارسنجی محصول قبل از سرمایه گذاری بزرگ، انتخاب مدل تامین متناسب با بودجه تان، و شروع بازاریابی از چند کانال همزمان. هیچ کدام از این مراحل نیازی به تصمیم گیری یک شبه ندارد؛ شروع کوچک و اصلاح تدریجی، مسیر واقع بینانه تری است.
بیزی لوک با تمرکز بر معرفی کسب و کار در دایرکتوری آنلاین، طراحی سایت حرفه ای، خدمات سئو و تولید محتوا، می تواند در مراحل معرفی و رشد این کسب و کار همراه شما باشد.
لطفا نظرات و پیشنهادات خود را برای ما و دیگران به اشتراک بگذارید.
برای دریافت مشاوره در قسمت "تماس با ما" در ارتباط باشید.





